فرآیند تحول در سازمانها: جان کاتر و پیتر دراکر فرآیند تحول را در قالب 8 قدم ارائه میکنند .
قدم اول: ایجاد جوّ و احساسی از ضرورت و فوریت تغییر:
الف) بررسی شرایط محیطی و واقعیتهای موجود درآن
ب) شناسایی مسائل، بحرانها وتجزیه وتحلیل فرصتهای احتمالی درآینده
قدم دوم: تشکیل یک ائتلاف قدرتمند برای راهبری تحول :
الف) ایجادتیمی از مدیران و کارکنان بمنظور هدایت فرآیند تغییر
ب) تشویق افراد به همکاری قالب یک تیم منسجم
قدم سوم: تدوین دیدگاه یا چشماندازی از آینده سازمانی :
الف) تحلیل محیط داخلی وخارجی وکسب نظرات افرادبرای تدوین بینش
ب)تعیین استراتژی نیل به بینش و ارائه آن بعنوان طرح کسب و کار
قدم چهارم: ابلاغ بینش مشترک به کلّ سازمان :
الف)بااستفاده ازسیستمهای اطلاعاتی وپیامرسانی،بینش فوق و استراتژیهای نوین آنرا که منبعث از نظرات افراد میباشد، به اطلاع همگانی برسانیم.
ب) آموزشهای لازم برای یافتن الگوها،روشها ورفتارهای نوین بایستی به افراد داده شود تا ضمن متحول کردن آنها زمینة آمادگی آنها برای تحول سازمانی رافراهم بکند که این عملاً مصداق توسعة سرمایه انسانی و بهرهگیری از داراییهای ذهنی و تواناییهای خلاق آنهاست.
قدم پنجم: اعطائ قدرت به افراد جهت حرکت بسوی بینش آیندهساز :
حرکت اول: موانع تحول پیشبینی شده ودرهرمحدودهای به کارکنان مجوز تصمیم گیری به شکلی سیستماتیک و منظم داده شود.
حرکت دوم: سیستمهایی که باعث تضعیف تحول میشوند شناسایی وترمیم شوند.
حرکت سوم: اصلاح سیستمهای بیمار است که بدین منظور بایستی توانی بالاتر از توان ذهنی که این سیستمها را فراهم آورده بدست بیاوریم.
قدم ششم: برنامهریزی تحول :
1- برنامههای بلندمدتی متشکل ازتعدادی برنامه کوتاهمدت جهت کسب پیشرفتهایی درعملکرد سازمانی تنظیم میشود.
2- برنامههای تنظیمی بایستی قدم به قدم پیاده شود تا در صورت وجود خلل یا اشتباه امکان برگشت را برای ما فراهم بکند.
یک جمله بسیارزیبا وجود دارد که میگوید: عملکرد امروز تابع تصمیمات دیروز بوده وعملکردفردا تابع تصمیمات امروز،پس امروز چنان تصمیم بگیر که فردا به پوزش نیانجامد.اما اگرانجامید جرأت عذرخواهی وبرگشتپذیری را داشته باش.
3-افراد و واحدهایی که در اجرای این برنامهها وکسب پیشرفتها موفق تربودند شناسایی و به آنها جایزه داده شود.
برنده در کسب و کار کسی است که یکی از موارد زیر را داشته باشد:
1-(Innovation) نوآوری: چیزی تولید کنیم که دیگران تولید نکردهاند.
2-(Quality Improvement) بهبود کیفیت: بهتراز دیگران تولید کنیم.
3-(Cost Reduction) کاهش هزینه:ارزانتر ازدیگران تولید کنیم.
قدم هفتم: تلفیق پیشرفتهای مقطعی و ایجاد تحولات بیشتر:
1- استخدام، ارتقاء و بازآموزی کارکنانی که از اجرای بینش موفق سر برآوردهاند یعنی بیاییم افراد را براساس بینش آینده جذب بکنیم نه توان گذشته و حا ل.
2- تجدید حیات فرآیند تحول از طریق پروژههای جدید، موضوعات نوین و عوامل تازه نفس حاصل میشود. 3- استفاده از اعتبار کسب شده برای تغییرات بدست آمده درهرمقطعی از تحول که منطبق با آن است یعنی درهرمقطعی ازاعتبار برای تقویت آن استفاده کنیم.
قدم هشتم: نهادینه کردن نوآوریهای بدستآمده در فرآیند تحول:
نهادینه کردن یعنی قراردادن تحول بدست آمده در بستر فرهنگی، نه چنان ثابت که تغییر نکند و نه با هر تلنگری از جای خود تکان بخورد. بدین منظور باید:
اولاً: مستند نموده ودقیقاً ارتباط بین رفتارهای جدید وموفقیتهای سازمان را تشریح نماییم.
ثانیا:ً با وسایلی همچون آموزش کارکنان و توسعه مدیریت تضمینی برای موفقیتهای آتی ایجاد کنیم.
چکیده:
1.فرایند تحول بزعم جان کاتردارای هشت مرحله میباشد که از احساس نیازبه تغییر و تحول درسازمانها شروع شده و با نهادینه کردن نوآوریهای حاصل از آن به اتمام می رسد.
2. نتایج بدست آمده از تحول را باید مستند نموده و دقیقاً ارتباط بین رفتارهای جدید وموفقیتهای سازمان را بسنجیم و بوسیله آموزش کارکنان ومدیران تضمینی برای موفقیت های آتی ایجاد کنیم.