تحولات آینده در سازمانها:
همه چیز درحال تغییراست وآنچه همواره وجود دارد،خود تغییر است. برای افزودن برکارایی واثربخشی سازمانهای نوین نیازمند اتخاذ شیوههای نوین درمدیریت و رهبری آنها میباشیم. پیشبینی میشود که در آینده عرصة پررقابت جهانی از آن سازمانهای متحول و پاسخگو خواهد بود.اینها سازمانهایی هستند که ضمن تلفیق اهداف فردی و سازمانی در جهت توسعه وکمال حرکت میکنند وبه منظور پاسخگویی هر چه بهتر به تغییرات پرشتاب جهانی ویژگیهایی نظیر؛ یکپارچگی ، دانش اندوزی،یادگیرندگی مداوم ، تقویت تعهد کارکنان ، تعامل مناسب با محیط داخلی وخارجی،تشویق خلاقیت و نوآوری را مورد تأکید قرار میدهند.
درواقع برای ساخت سازمانهای آینده بایستی فرهنگی ایجاد شود که متکی به 5 ویژگی به شرح ذیل باشد:
1- خودانگیزشی: سازمانهای آینده نیازمند کارکنان و کارشناسانی است که خودشان به فکر آینده باشند و سعی کنند آینده را بسازند و منتظر ساختن آینده توسط دیگران نباشند تغییرات ارادی را برتغییرات اتفاقی ترجیح بدهند.
2- خودمدیریتی: با اعمال ساختارهای کاملاً دموکراتیک و جدا شدن از ساختارهای جبری و با گسترش مشورت و مشارکت وحاکمیت تفویض اختیار،مدیریت فردا، مدیریتی توانمندساز، جانشینپرور و طراحان مدیران فردا خواهند بود. خود را در ردهها و رستهها گیر نمیاندازند. بلکه دنبال این هستند که خودشان را برای موقعیتهای مدیریتی آینده تجهیز کنند.
3-خودساماندهی: طرح و مدل سازمان، نحوه قرار گرفتن ابزار، وسایل و نیروها را به همان شکلی که هست نمیپذیرند بلکه به آن شکلی میدانند که بالاترین بازدهی را داشته باشد. درواقع تجهیز، تکمیل و آرایش سازمانی را براساس ویژگیهای برتریجوئی میطلبند نه ویژگیهای حفظ وضع موجود.
4-مسئولیتپذیری: وقتی متعهد به سازمان شدند براساس نظام تعهدات سازمانی و منطبق با ویژگی های شخصیتی و توانمندیهایی که دارند مسئولیتهای سازمانی را به عهده میگیرند و در قبال آن مسئولیتها در اتخاذ تصمیماتشان همواره پاسخگو هستند.
به مصداق نامه حضرت علی(ع) به مالک اشترکه میفرماید: «ای مالک، تو به خدا، خلق خدا، خودت و من تعهد دادی، مسئولیت را بر دوش تو میگذارم، یعنی مدیریت نوعی مسئولیت است، چنگ و دندان تیز کردن نیست. حال که رسیدی به مصر هرگاه میخواهی تصمیمبگیری بایستی به خدا، خلق خدا، خودت و من پاسخگو باشی».
این رابطه بین تعهد ، مسئولیتپذیری و پاسخگویی بایستی در مدیریت و سازمانهای آینده حتماً بصورت شفاف دیده شود.
5- خودکنترلی: دیگر نیازی به این نباشد که با استفاده از سیستمهای بسیار پیچیده فیزیکی و مجازی بخواهیم افراد را کنترل کنیم، بلکه خودشان بتوانند به کنترل درونی خودشان بپردازند و حاکمیت وجدان را در سازمانها شاهد باشیم.
چند پیشبینی جدّی در مورد سازمانهای آینده:
پیشبینی اول: شمار سازمانهایی که خود را به آینده میرسانند اندک است. مگر آنکه ظرفیت پیاده کردن تغییرات سریع راهبردی را بدون تنش و ایجاد نارضایتی در خودشان گسترش بدهند.
پیشبینی دوم: سازمانها کار اصلاح یا تجدید ساختا ر را به منظور جذب تغییرات سریع ادامه خواهند داد. پیشبینی سوم: ساختارهای انتخابی سازمانها مشتمل بر ساختارهایی است که امروزه میبینیم و چند ساختار جدید که پارهای از آنها بسیار بدیع و پیشرفتهاند.
پیشبینی چهارم: رضایت خاطر سازمانها از ساختارهای جدید بیش از آنکه مربوط به نقش ساختار باشد، ناشی از شیوة طراحی و نحوة پیاده کردن و نیز مکانیزم حمایتی از آنها خواهد بود.
ویژگیها و قابلیتهای مورد نیاربرای ورود به دنیای جدید:
1-تعهد به هدفی بالاتر
2-ترویج به مسئولیت رهبری
3-ترغیب تیمهای چندمنظوره و چندکاره
4-شکل دهی مشارکت سازمند و نظاممند
5-شبکهای از مدیریت مبتنی بر دانش و دانا یی محور
6-تقویت جهانپژوهی و نگرش جهانی
7-استقبال از تغییر و تحول
تغییر نگرش جهت تحولات آینده:
سوای تغییرات مورد نیاز درسازمانها که میتواند نتایج قابل توجهی را برای آینده به ارمغان بیاورد، یک دیدگاهی مطرح شده مبنی بر اینکه ما تفکرات و فلسفه فکریمان را بایستی تغییر بدهیم. درغیر اینصورت هرچه تکنولوژی خریداری شود ، بودجه به سازمانها تزریق شود، سازمانها مجهز به ابزارهای اطلاعاتی شوند، دانشگاهها تعداد بیشتری فارغالتحصیل به جامعه ارائه کنند، ما تحولی پایدار وهمه جانبه نخواهیم داشت. لذا باید چرخشی در حوزه فکریمان بوجود آید.
این چرخش اولین بار پس از مطرح شدن نظریه نسبت کوانتومی بجای نظریه نسبت نیوتنی یا دکارتی مطرح شد. اما کاربرد آن جزدررشته فیزیک به سایرعلوم نیز کشیده شد. بدین شکل که نیاز بود تا درمؤلفههای مدیریتی نیز بدان توجه بشود.این نظریه به ما میگوید که سازمانهای بوروکراتیک و ساختارهای مکانیکی درحال تغییرمیباشندچراکه دیگر حاکمیت"عینیت،قطعیت،یقین،تحلیل وجزء نگری " را شاهد نیستیم بلکه شاهد دیدگاههای ادهوکراتیک و ارگانیکی هستیم مبتنی بر "ذهنیت، احتمالات، ترغیب و نگرش سیستمی".
تغییرات مولفه های نسبت دکارتی به نسبت کوانتومی:
مؤلفه های نسبت دکارتی یا نیوتنی |
مؤلفه های نسبت کوانتومی |
ساختار مکانیکی و بوروکراتیک |
ساختار ارگانیکی و ادهوکراتیک |
نگرش مادی بر پایه سرمایههای فیزیکی |
نگرش معنوی بر پایه سرمایههای فکری |
قابلیت تحلیل و جزءنگری |
روش سیستمی و کلنگر |
برآورد قطعی و یقینی |
برآورد احتمالی و تقریبی |
عینیتگرایی |
ذهنیتگرایی |
تغییر نگرش از سازمانهای امروز به سازمانهای فردا:
گذشته |
آینده |
|
استراتژی |
برنامهریزی نشده، موجی و تکراری |
برنامهریزی شده، مبتکرانه و متحولانه |
ساختار |
بوروکراتیک و سلسلهمراتبی |
ادهوکراتیک و شبکهای |
تشکیلات وروشها |
ایستا و انعطاف ناپذیر |
پویا و انعطاف پذیر |
رهبری |
جبری و دیکتاتوری |
براساس الگوی برتر |
مدیریت |
مبتنی برعادت |
براساس تحول و عادتزدایی |
کارکنان |
زیردست، مجری و مجبور بوده |
همراه، یاور و مشاور |
مهارتها |
تکمیل پیشینیان |
ساختن فردا |
تاکید محیطی |
توجه به محیط داخلی سازمان |
توجه به محیط خارجی سازمان |
تاثیرات انسانی |
انسان سازمانی |
سازمان انسانی |
منشا قدرت |
ثبات، حرفشنوی و بله قربانگویی |
تغییر، نوآوری و ارائة افکار نو |
چالشهای جدید فراروی سازمانهای آینده:
1-نیاز به بینش و بصیرت:
تمام سازمانها و شرکتها خواه تجاری و خواه اداری بوسیله فکر و ایدة افراد ایجاد شدهاند. ایده و فکر یک تصویر منحصر به فردی از آینده است که معمولاً بهعنوان یک بینش مطرح میشود . بینش مدیر در شرایط متحول امروزی که محیطی پویا، چندگانه و پیچیده است به مثابه فانوس دریایی است که نقش راهنمای ناخدایان کشتیها را در دنیای پر از امواج تغییر ایفا میکند تا بتوانند کشتی سازمان را به ساحل مقصودشان برسانند. بنابراین مدیران امروز و فردا سوای دانش حتماً نیازمند بینشاند تا بتوانند سه ایستگاه تحول خواستن، دانستن و توانستن را تا انتها طی کنند.
2-نیاز به اخلاق:
تصمیمات مدیران اثرات گستردهای در درون و بیرون سازمان دارد. بنابراین توجه به ارزشها و اخلاقیات حائز اهمیت فراوانی است. اخلاق مدیریتی، استانداردهای رفتاری است که راهنمای فردی مدیران در کارشان بوده و شامل، نحوه رفتار با کارکنان،سایرمدیران،مشتریان،سهامداران ،رقبا، بنگاههای اقتصادی، اجتماعی و اتحادیههاست.
3-جهانیشدن:
اولین مرحله برای شناخت تغییرات محیطی که سازمانها باآن مواجهند،اقتصاد جهانی است.بعبارت دیگر کارکردهای مدیریت تحت تأثیرجهانی شدن قرارگرفته و خواهد گرفت. شما بایستی جهانی فکر کنید و با جهان حرکت کنید. اگر میخواهید در جهان سازنده باشید، نیاز به این دارید که حوزه تفکرتان از محدوده مرزها فراتر برود.
4-کیفیت جامع:
مدیریت کیفیت جامع؛ یک نوع استراتژی سازمانی همراه با فنونی است که منجر به ارائه کالاها و خدمات با کیفیت برای مشتریان میگردد. مدیریت مستلزم ایجاد یک فرهنگ سازمانی متعهد به بهبود مستمر درهمه موارد است که سازمان را بتواند ازوضع موجود به وضع مطلوب پیش ببرد وبه آنچه از گذشته برایش مانده، بسنده نکند.
5-فنآوری اطلاعاتی:
تحول آخر محیطی، ظهور نسل دوم عصر اطلاعات است. نسل اول تقریباًمربوط به پردازش اطلاعات بوسیله ماشین بود اما نسل دوم مربوط به پرواز بسوی تصمیم گیری ماشینی است.ارتباط از راه دور مبتنی بر تکنولوژی است و به اصطلاح به سمت تکنولوژی اطلاعاتی حرکت کرده است.
سازمانهای آینده باید به فنآوری اطلاعاتی مجهزشوند؛ تکنولوژی که درآن دادهها و اطلاعات منبع پردازش محسوب میشود ونقش اساسی را ایفا میکند.امروزه این اطلاعات به کالای ارزشمندی تبدیل شده که دارنده آن قدرتمند و کسی که آنرا ندارد ضعیف و پایمال است.
چکیده:
1. همه چیز در حال تغییر است و آنچه همواره وجود دارد، خود تغییر و تحول است.برای ساخت سازمانهای آینده متناسب با تحولات پیشرو بایستی فرهنگی با پنج ویژگی "خودانگیزشی، خودمدیریتی ، خودساماندهی، مسئولیتپذیری و خودکنترلی"درآنها گسترش یابد.
2.با درنظرگرفتن4 سناریوی احتمالی برای ورودسازمانها به دنیای جدید،ایجاد شایستگیهای هفتگانه ضروری میباشد که عبارتند از: 1.تعهد به هدف والاتر 2.مسئولیتپذیری رهبری3. تشکیل تیمهای چند منظوره 4. مشارکت نظام مند 5. مدیریت دانش 6. نگرش جهانی 7. استقبال از تحول
3. برای ایجاد تحول در سازمانها جهت رسیدن به فردا نیازمندیم مؤلفههای نیوتنی را به کوانتومی تبدیل کنیم چالشی برای جانشینی پارادایمهای نوین بجای فعلی که در قالب 6 چالش اساسی نمود یافته است؛
1. نیاز به بینش و چشمانداز واحد 2. نیاز به حاکمیت اخلاق و ارزش محوری، 3.نیاز به پاسخگویی وحسابرسی، 4. جهانی شدن، 5. جامعنگری به کیفیت و تعالی عملکرد 6. مجازیسازی و کاربرد تکنولوژی اطلاعاتی.