به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در بغداد، «زیدون النبهانی»، نویسنده و تحلیلگر امور سیاسی عراق طی یادداشتی به ارزیابی اجرای «برجام» و توافقات به دست آمده بین جمهوری اسلامی ایران با گروه 1+5 و در مجموع دستاوردهای سیاست جمهوری اسلامی ایران در مقایسه با سیاستهای عربستان سعودی میپردازد.
مشروح این یادداشت در زیر آمده است.
**************
سرانجام جمهوری اسلامی ایران پیروز شد و رسما صفحه دوره شاهنشاهی در عرصه بینالمللی بسته شد. زمان آن فرا رسید که مسلمانان سراسر جهان شگفت زده شوند. دوره و عصر ملتی که صبر و تحمل بسیاری پیشه کرده بود، فرا رسید.
مجازاتها و تحریمها علیه ایران از زمان پیروزی انقلاب اسلامی و سرنگونی رژیم شاهنشاهی در سال 1979 میلادی در این کشور آغاز شد، هنگامیکه شرق و غرب در برابر این ملت ایستادند تا انقلاب آنها را سرنگون کنند.
از سال 1979 میلادی آمریکا تحریمهای تجاری بر ایران وضع کرد و در سال 1995 میلادی تحریم تجاری گستردهای بر این کشور تحمیل کرد تا به قطعنامههای 1737 و 1747 و 1803 و 1929 سازمان ملل در سالهای 2006 و 2007 و 2008 و 2010 میلادی میرسیم که از تحریمهای تجاری و بازرگانی تا مجازاتهای بانکی و جلوگیری از واردات سلاح و آب سنگین و هر آنچه به نوعی با فعالیتهای هستهای حتی اگر هم مسالمت آمیز باشد، در نوسان بود.
دلیل تمام این اعمال فشارها و تحریمها و مجازاتها و بحرانسازیها نظام جدیدی بود که پس از انقلاب امام راحل (ره) در ایران روی کار آمده بود و از همان ابتدا خطری واقعی برای منافع غرب شمرده میشد.
با وجود تمام این تحریمها و فشارها و قطعنامهها، اما هر روز که میگذشت، نظام در ایران نه تنها قدرتمند و قدرتمندتر میشد، بلکه جای پای جدیدی برای خود در عرصه بینالمللی باز میکرد و هر روز بر دوستداران و هوادارانش در عرصه سیاسی افزوده میشد.
از سوی دیگر، آمریکا و همپیمانان غربی و شرقیاش و تمام کشورهایی که در برابر جمهوری اسلامی ایران صف آرایی کرده بودند، تمام شرطها را باختند، چون موضوع توقف فعالیتها و برنامه هستهای بسیار فراتر و بزرگتر از تحریمها و مجازاتهای این کشورها بود.
و امروز تمام دنیا به ظلم و ستمی که بر تهران روا داشته و مشروعیت نظام جمهوری اسلامی و لزوم داشتن روابط دیپلماتیک با آن و جایگاه واقعی تهران در منطقه اذعان میکند.
به همین دلیل، ستیزه جوییهای عربستان سعودی و تنشزاییهایش با ایران راه به جایی نخواهد برد و نه تنها محکوم به شکست است که با این راهبرد پای در مسیر نابودی و فنای خود خواهد گذاشت، اگرچه اطلاعات موجود نشان میدهد، حتی نیاز به ورود دو کشور به عرصه رویارویی و جنگ نیست، چون بدون جنگ نیز سقوط آل سعود رقم خورده است.
عربستان درحالی که غرق در افزایش درخواست برای ارز خارجی، فشارهای اقتصادی، گرفتن قروض با سودهای بالا، باتلاق جنگ در یمن و حمایت از گروههای تروریستی تندرو و افراطی است، ایران سال جدید میلادی خود را به بهترین شکل ممکن، یعنی رفع تحریمها، باز پس گیری بخشی از داراییهای مصادره شدهاش، افزایش تولید روزانه یک میلیون بشکه نفت و ورود سرمایههای خارجی به داخل کشور آغاز میکند.
حقایق و واقعیتها به موضوع مهمی اشاره میکنند، ملت ایران موفق شد، بحران را پشت سر بگذارد، چون ملتی با پشتکار بالاست، به این پشتکار باید سیاستهای زیرکانه تهران را افزود، برعکس حاکمان ریاض و در حالیکه تهران هم اکنون مشغول توسعه و گسترش فعالیتهای تجاری خویش است، ریاض کارمندان شرکتها و کارخانههایش را به بهانه تجدید ساختار آنها اخراج میکند.
پیراهن جدیدی که اکنون بر تن تهران است، بسیار گشادتر از رویاهای خاندان سعودی است که توان و امکانات خود را صرف فتنه انگیزی و بحران سازی در کشورهای منطقه میکند و از این پس مجبور است، در برابر شکوه و عظمت ایران که توانست بدون انرژی هستهای خود را کشور قدرتمند مطرح کند، خاموش و ساکت بنشیند، چون تهران با سیاستهای هستهایش ثابت کرد، نیاز چندانی به انرژی هستهای ندارد.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، روزنامه اماراتی «الخلیج» در مقالهای، راههای مقابله با ایران و لزوم هماهنگی بین کشورهای عربی برای پیشبرد برنامههایی در این راستا را مورد بررسی قرار میدهد، این مقاله که یک روز پس از برداشته شدن تحریمهای مرتبط با پرونده هستهای از روی ایران نگاشته شده است، عمق نگرانی و آشفتگی کشورهای عربی جریان سعودی را به خوبی میرساند.
این روزنامه به قلم «سامح راشد» در ابتدا با تکرار ادعاهای گذشته، مینویسد: ایران با قدرت در تمامی بحرانها و درگیریها حضور دارد، چه به صورت مستقیم در سوریه و چه غیر مستقیم در یمن و عراق؛ تا به جایی که میطلبد یک هماهنگی بین کشورهای عربی برای مقابله با این کشور ایجاد شود.
سامح راشد در ادامه به زعم خود به استراتژی ایران در منطقه میپردازد و مینویسد: نقطه شروع برای وضع یک استراتژی در چگونگی برخورد با ایران، این است که ابعاد استراتژی ایران در قبال کشورهای عربی و مسائل منطقه را به خوبی بفهمیم؛ اینکه ایران پس از انقلاب 1357 تلاش کرده تا راههای نفوذ به کشورها را بررسی کند و با هر کشور با توجه به ویژگی و مختصات اجتماعی و سیاسی و نقاط ضعف و قوت آن وارد تعامل شود.
بنا به این مقاله، ایران توانسته برای پیشبرد اهداف خود، در وهله اول، بین قدرت نرم و سخت خود تجمیع ایجاد کند و در کنار توجه ویژه به رسانه و فعالیتهای فرهنگی و هنری از طریق سینما و یا رایزنیهای فرهنگی خود در کشورها، در راستای افزایش قدرت تسلیحاتی خود نیز تلاش کند و هم پیمانان خود در منطقه را نیزمسلح سازد.
از دید این نویسنده، راهبرد دوم ایران، ارتباط گیری با گروههای داخل کشورهاست. در این راهبرد، ایران به سراغ دولتها نمیرود، بلکه با گروههای مردمی و غیر رسمی رابطه برقرار میکند و در این راستا برنامههای اقتصادی و فرهنگی متعددی از جمله اعزام طلاب به خارج کشور را مدنظر دارد. راهبرد سوم ایران از دید این مقاله، ارتباطگیری با دولتهای عربی آفریقایی و دولتهای پیرامون شبه جزیره عربستان از جمله عراق، سوریه، لبنان و یمن است.
سامح راشد در پایان این بخش، مهمترین راهبرد ایران را جدا از دیگر راهبردها، ایجاد قدرت ملی و درونی در تمام بخشها و سیاستها، چه داخلی و چه خارجی میداند و مینویسد: از همین نقطه است که هر کشوری شروع به تأثیرگذاری در محیط اطراف خود میکند و یک استراتژی موفقی را برای تعامل با دیگر کشورها وضع میکند؛ کشورهای عربی باید از این نقطه شروع کنند و قدرت درونی خود را برای تحرک نه صرفا در قبال ایران بلکه در تعامل با محیط خارجی به طور کل، افزایش دهند.
***
در بخش دوم این مقاله که به بررسی راهههای مقابله با ایران میپردازد، نویسنده اعتقاد دارد که پس از سالها کنار آمدن با حکومت ایران، کشورهای عربی باید یک تغییر اساسی در نحوه رفتار با این کشور اتخاذ کنند.
سامح راشد، در وهله اول، تأکید میکند که باید با ایران به مقابله به مثل بپردازیم.
وی ادعا میکند: التزام کشورهای عربی به حسن همجواری و قوانین بینالمللی در رفتار با ایران باعث نشده است تا این کشور دست از اقدامات خود در از بین بردن امنیت و ثبات کشورها بردارد؛ بنابراین از این پس باید بدون توجه به مبادی و اصول بینالمللی به مقابله به مثل با ایران برخیزیم و از طرق دیگر پاسخ ایران را بدهیم.
نویسنده این مقاله درباره دومین راهبرد پیشنهادی مینویسد: ایران در رفتار با کشورهای عربی همزمان از چندین مسیر وارد میشود، اقدامات فرهنگی و دینی را همزمان با رایزنیهای سیاسی پیش میبرد واز هر کدام برای امتیازگیری در دیگری بهره میبرد و در مقابل کشورهای عربی هیچ زمان این مقولهها را با یکدیگر پیش نبردهاند و دین و مذهب را برای پیشبرد اهداف سیاسی به کار نگرفتهاند و این مسأله باعث شده است تا خیال تهران به نوعی از قبال این ماجرا راحت باشد و بنابراین میطلبد تا کشورهای عربی در این باره تجدید نظر کنند و اقدامات مذهبی، نظامی و سیاسی را با یکدیگر پیش ببرند.
سومین راهبرد در نگاه «سامح راشد» استفاده از ظرفیت نهادهای غیر دولتی است، وی مینویسد: باید در مقابله با ایران قید و بندها را از روی نهادهای غیر رسمی برداریم و صرفا به پاسخگویی و اقدام از کانالهای رسمی اکتفا نکنیم. نهادهای غیر رسمی همچون سازمانهای مذهبی، حقوقی و جمعیتهای مردم نهاد، رسانهها و ... آزادی عمل بیشتری دارند و همچنین هزینهای نیز بر گردن دولتها نمیگذارند. باید به این بازیگران غیر دولتی برای اقدام علیه ایران چراغ سبز نشان داد.
سامح راشد، دراین بخش به نقش رسانهها بیش از دیگر موارد تأکید میکند و خواستار گسترش رسانهها و توجه بیشتر به این مقوله میشود.
نویسنده روزنامه الخلیج در پایان، بر این نکته تأکید میکند که تمام این اقدامات، بدون هماهنگی و انسجام عمل بین کشورهای عربی، نمیتوانند کارگر شوند. آنچه که تا کنون ثابت بوده، عدم اجماع بین کشورهای عربی است و لازمه پیریزی یک استراتژی برای مقابله با ایران، همکاری و هماهنگی است.

به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس،
اندیشکده «واشنگتن» در گزارشی به وضعیت مبهم جانشینی پادشاه عربستان اشاره
کرده و نوشته است که گمانهزنیهایی وجود دارد مبنی بر آنکه حاکم بعدی
عربستان سعودی بعد از «سلمان بن عبدالعزیز» پادشاه عربستان، «محمد بن نایف»
ولیعهد عربستان نخواهد بود بلکه پسر 30 ساله خود سلمان یعنی «محمد بن
سلمان» معاون ولیعهد عربستان شاه خواهد شد.
این اندیشکده آمریکایی ادامه داد که پیشبینی چگونگی وقوع چنین فرایند جانشینی در عربستان سخت است، اما ولیعهد عربستان که پیشتر مورد علاقه آمریکا بود، به طور چشمگیری هم در پادشاهی عربستان و هم در جهان گستردهتر، به حاشیه رانده شده است.
اندیشکده «واشنگتن» سپس به گمانهزنیها درباره برکناری پادشاه کنونی عربستان اشاره کرد و گفت که وکلای دیوان سلطنتی عربستان، تمامی تلاشهای خود را به کار گرفته تا شایعاتی که درباره وضعیت سلامت روان پادشاه عربستان منتشر می شود را آرام کند.
بعنوان مثال، وکلای دیوان سلطنتی عربستان درباره مقاله روزنامه واشنگتنپست که درباره وضعیت نامناسب سلامت روان پادشاه عربستان گزارش نوشته بود، گفتند: «این مقاله اصلاح شده است تا توصیف اولیه و تأییدنشده از وضعیت سلامت روان ملک سلمان را اصلاح کند. تأکید این مقاله بر اینکه اعتقادات بر این است که ملک سلمان از زوال عقلی رنج میبرد، کاملاً بر اساس حدس و گمان بوده است و با استانداردهای انتشارات روزنامه واشنگتن پست همخوانی ندارد. دیوان سلطنتی عربستان سعودی به واشنگتن پست تأکید کرده است که ملک سلمان به طور قطع از زوال عقلی و هیچ مشکل دیگر روانی رنج نمیبرد».
با اینحال، رسانههای دیگری نیز گزارشات مشابهی درباره سلامت روان پادشاه عربستان گزارشاتی را منتشر کردهاند به طور مثال در 10 ژانویه 2015، روزنامه «اکونومیست» گزارش کرد که دیگر سن و سالی از ملک سلمان گذشته است و ظاهراً از زوال عقلی رنج میبرد.
طبق این گزارش، حقایقی از اوضاع سلامت روان پادشاه عربستان در برخی رسانههای دیگر هم آمده است به طوریکه در 21 دسامبر 2015، نیویورکر گزارش کرد که ملک سلمان در دیدار با جان کری، نکات صحبتهای خود را از روی تلفن همراهش میخواند.
اندیشکده واشنگتن سپس به مخالفتها با پسر سلمان اشاره کرد و نوشت، گرچه تحولات اخیر در روابط ایران و عربستان و قطع روابط دیپلماتیک دو کشور بر وضعیت پادشاهی عربستان سلطه پیدا کرده است اما در داخل کشور عربستان، جنگ یمن که با محمد بن سلمان شناخته شده است، موضوعی است که احتمالاً موانعی را برای تحقق اهداف این شاهزاده جوان سعودی به وجود میآورد.
طبق این گزارش، جنگ یمن گرچه تا حد زیادی در بین مردم عربستان محبوب است، اما این جنگ تا حد زیادی از نظر مالی برای ریاض هزینه داشته است و ظاهراً بدون آنکه برآیند روشنی داشته باشد، برای مدت زمان طولانی ادامه دارد. بودجه اندک که پیامد قیمت پایین نفت است و با سیاست کنونی عربستان و محمد بن سلمان ارتباط دارد نیز مزید بر علت میشود.
این اندیشکده ادامه داد که محمد بن سلمان در واشنگتن بعنوان یک فرد سطحینگر و فاقد دانش شناخته شده است و تجربه و خامی وی در اظهاراتش در مصاحبه اکونومیست مشهود است. اما او به طور قطع نمیخواهد اعتراف به شکست کند.
با اینحال، اندیشکده واشنگتن نوشت که محمد بن سلمان در حال حاضر فردی است که رهبران کشورهای دیگر و همچنین خبرنگاران کشورهای خارجی به سوی او مراجعه میکنند.
این اندیشکده در پایان نوشت که محمد بن سلمان به نقل از وینستول چرچیل گفته است که فرصتها در طول بحران به وجود میآید و یک طرح گستردهتر برای بخش خصوصی عربستان ارائه کرده است. اینکه محمد بن سلمان قدرت به تصویب رساندن طرحهای خود را داشته باشد، یک بحث دیگر است.












